بصحرایهوستاکیدلاسردرهواگردی

#ب_صحرای_هوس_تا_کی_دلا_سر_در_هوا_گردی
نمی بینی رهی ترسم که گم گردی چو وا گردی

تو بر تن کی توانی چار تکبیر فنا گفتن
که هر جا چار راهی بنگری خواهی گدا گردی

بتن نقش حصیر فقر وقتی دلنشین گردد
که از محنت شکسته استخوان چون بوریا گردی

ز پا افتادگان را در جوانی دستگیری کن
به پیری گر نمی خواهی که محتاج عصا گردی

سر خجلت زشرم کرده ها اکنون بزیر افکن
چه منت بر حیا داری چو از پیری دو تا گردی

نمی گویم که بار دوش کس شو، اینقدر گویم
که در میخانه عیبست ار بپای خویش وا گردی

نقاب غنچه چون بگشاد دیگر بسته کی گردد
مباد ای گل جدا از پرده شرم و حیا گردی

خدنگ طعنه دایم سوی تیرانداز برگردد
کسی را قدر مشکن گر نخواهی کم بها گردی

چو در دام غمی افتی، پر و بال آنقدر میزن
که باشد قوت پرواز اگر روزی رها گردی

کلیم این شیوه تردامنان است از تو کی زیبد
که همچون موج هر جانب بدنبال هوا گردی...
دیدگاه ها (۰)

#به_جانان_جان_رها_کردیم_و_رفتیمکه کرده‌ست این که ما کردیم و ...

#تا_شبی_پیدا_شد_از_پشت_مِه_تردیدتک چراغ شهر رویاهامن در آنجا...

#آه_تاکی_ز_سفر_باز_نیایی_بازآاشتیاق تو مرا سوخت کجایی، بازآش...

#گِردِ_آن_خانه_بگردم_که_در_او_خلوتِ_توست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط