اگر روزی گذرت افتاد از کوچه ی خاطرات
اگر روزی گذرت افتاد از کوچه ی خاطرات
مکثی کن کنار همان درختِ بی نام
که هنوز نامت را آرام زیر لب می گوید .
من در باد پخش شده ام
لا به لای برگ هایی که پاییز
با احتیاط بر زمین می چیند .
اگر دلَت گرفت ؛
سرت را به شانه ی شب بسپار
ستاره ای که دیرتر خاموش میشود
سهم من است .
گریه نکن ؛
اشک ، راهِ بازگشت را خیس میکند
و من دیگر قصدِ برگشتن ندارم
فقط گاهی ؛
در عطرِ باران بعد از تو
آرام قدم میزنم ...
مکثی کن کنار همان درختِ بی نام
که هنوز نامت را آرام زیر لب می گوید .
من در باد پخش شده ام
لا به لای برگ هایی که پاییز
با احتیاط بر زمین می چیند .
اگر دلَت گرفت ؛
سرت را به شانه ی شب بسپار
ستاره ای که دیرتر خاموش میشود
سهم من است .
گریه نکن ؛
اشک ، راهِ بازگشت را خیس میکند
و من دیگر قصدِ برگشتن ندارم
فقط گاهی ؛
در عطرِ باران بعد از تو
آرام قدم میزنم ...
- ۱.۱k
- ۰۲ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط