چشمان تو پارت اول

چشمان تو پارت اول

دیدگاه فلیکس:
خیلی سفت و گرم بود معلوم بود داره با دقت بغلم میکنه انگار اگه یکم بیشتر فشار بیاره میشکنم ناخوداگاه خودم رو بیشتر توی بغلش فرو بردم چشمام رو بستم و دستم رو دورش حلقه کردم میدونم اون فقط میخواد من رو گرم کنه میدونم ولی...اهی کشیدم و سرم رو به سینه چسبوندم و خیلی اروم گفتم ممنونم...بدون این که ببینم هم حس میکردم که داره لبخند میزنه خیلی اروم دستشو تو موهام کرد و حتی بیشتر سرم رو به سینش چسبوند صدای آواز ملایمش بلند شد توی این یه ماه گذشته فهمیدم هر وقت سرحاله و لذت میبره این آواز رو میخونه اروم لبخند زدم و با این که نمیخواستم خودم رو ازش جدا کردم به چشماش که مشکی خاص بود نگاه کردم و گفتم مرسی الان خوبم پس--- میخواستم عقب تر برم که دیدم هنوز دستش روی کمرم و همچنان بهم زل زده تو چشماش نگاه کردم کاملا معلوم بود داره با خودش کلنجار میره ناگهان چشاش رو بست و من و کشید دوباره توی بغلش از دفعه قبل محکمتر بغلم کرده بود و خم شده بود تا صورتش رو روی شونم بزاره با صدای خش دارش گفت ولت میکنم ولی..فقط چند دقیقه دیگه... و بعد از حرفش بدون توجه به نظر من صورتش به گردنم نزدیک تر کرد من هم از حرف هاش و هم از کاراش شوکه بودم نتونستم چیزی بگم بعد از چند ثانیه اروم دستام رو دور کمرش حلقه کردم و بغلش کردم و گفتم میدونی که مشکلی نداره...
حالا قشنگ میتونستم صدای قلبش رو بشنوم و بدون این که حتی خودم متوجه باشم چشمام رو بسته بودم و لبخند کمرنگی میزدم به خاطر حرفی که زده بودم اون اهی عمیق و عجیب کشید و خیلی سریع سرش رو بلند کرد دستاش رو روی گونه هام گذاشت و به چشمام نگاه کرد انگار بی صبرانه منتظر انجام یه کاری بود زیر لب گفت سعی کردم کنترلش کنم...ولی تو نمیزاری..! بدون هیچ حرکت اضافه ای خم شد و لبام رو بوسید چشماش بسته بود آنچنان صورت من رو با دستاش نگه داشته بود حتی نمیتونستم تکون بخورم لباش بزرگ بودن و گرم بیش از هرچیز دیگه ای حواسم به حس لباش رو لبام بود چند ثانیه گذشت من همچنان چشمام باز بود نمیدونستم چیکار کنم لباش رو ور داشت و با فاصله خیلی نزدیکی به صورت من صورتش رو نگه داشت با حالتی التماسانه و ناامیدانه گفت همراهیم نمیکنی؟ من هنوزم نتونسته بودم از شوکه بوسه از طرف شخصی به سردی اون بیرون بیام با مکث من صورتش در هم رفت و گفت ولش کن میدونم که اگه بیشتر به صورتت نگاه کنم از کاری که کردم پشیمون میشم
ادامه دارد....
دیدگاه ها (۱)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 227♡⁠。⁠)⁩وایستا...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "36""ویو جئون آنجلینا"از ص...

چند پارتی (درخواستی)

جرئتی که حقیقت شدپارت ۴بازی ادامه پیدا کرد. چون دوستا فکر می...

I'm not jealous part 63صدای آشنایی نه چندان دور شنیدم؟نمیدون...

𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪖 ִֶָ ˖ ࣪𓂃 وقتی میخواد بره سربازی ...⛓️‍💥💚 ╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 208♡⁠。⁠)⁩با آرا...

ادامه

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰¹با دست گرمش دستم رو گرفته بود..مثل ا...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت" پارت "39"ویو جئون آنجلیناصبح.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط