ادامه پارت ۵۱
نگاهِ جونگکوک مستقیم قفل شد رویِ چشمانِ لرزونِ لئو. «لئو، انگار یادت رفته که اینجا، قانون رو کی تعیین میکنه… و یادت رفته که هر چیزی که متعلق به منه، حریمش کجاست.»
من اونجا بودم، وسطِ این طوفان، و میدونستم که چیزی که قرار بود توی پارتِ بعد اتفاق بیفته، اصلاً برای لئو خوشایند نبود. جونگکوک داشت اون رویِ تاریکش رو نشون میداد؛ برایِ کسی که به داراییِ شخصیاش چشمِ طمع دوخته بود.
[پایان پارت ۵۱]
من اونجا بودم، وسطِ این طوفان، و میدونستم که چیزی که قرار بود توی پارتِ بعد اتفاق بیفته، اصلاً برای لئو خوشایند نبود. جونگکوک داشت اون رویِ تاریکش رو نشون میداد؛ برایِ کسی که به داراییِ شخصیاش چشمِ طمع دوخته بود.
[پایان پارت ۵۱]
- ۴۲۰
- ۰۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط