{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگاهم همیشه بر او می‌نشست،

نگاهم همیشه بر او می‌نشست،
بی‌آن‌که بداند، بی‌آن‌که حتی لحظه‌ای نگاهم را پاسخ دهد
و من، در سکوتی که میان ما جریان داشت،
هزار بار دلم لرزید از دیدن لبخندی که سهم من نبود....
چقدر دلم می‌خواست، تنها برای یک‌بار،
آن نگاه ساده‌اش در من مکث کند،
و خنده‌اش با نام من آغاز شود.
او نه خاص بود و نه بی‌همتا،
اما در چشم من، جهان از او آغاز می‌شد و در او تمام می‌گرفت.
او فقط دوست‌داشتنی بود،
اما برای من، همین "بودن ساده‌اش"
مقدس‌ترین شکل عشق بود.
دیدگاه ها (۰)

مهم؟ روزی که گفتی میریمن ساده‌تر از همیشه، از مرگی گفتم بعد ...

جهنم آغوش تو، گناه بوسه‌های تو...بهشتی‌ست که در برابرش زانو ...

آخرین پست برای تو...آخرین روز برای تو...آخرین اشک‌ها برای تو...

ییشینگ قراره کاور ماه می مجله Madame Figaro چین باشه🌱🪷«وقتی ...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط