{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

«حکایت» روایتی از زخمی قدیمی است؛ زخمی که نه فریاد می‌زند

«حکایت» روایتی از زخمی قدیمی است؛ زخمی که نه فریاد می‌زند و نه التیام می‌یابد، فقط در سکوت نفس می‌کشد. فضای اثر آمیخته با حسِ دلتنگیِ عمیق و خاطره‌هایی‌ست که مثل سایه دنبال آدم می‌آیند. از همان لحظه‌های نخست، شنونده وارد جهانی می‌شود که در آن زمان کندتر می‌گذرد و هر نت، باری از اندوه و تأمل را با خود حمل می‌کند.
حال‌وهوای کلی کار بر تنهایی و مرور گذشته تکیه دارد؛ نوعی ایستادن میان «آنچه بوده» و «آنچه هرگز برنمی‌گردد». گویی راوی در مسیری قدم می‌زند که پر از ردپاهای پاک‌نشده است؛ خاطره‌ها یکی‌یکی سر می‌رسند و هر کدام داستانی ناگفته را یادآوری می‌کنند. موسیقی با ریتمی آرام و ملودی کشیده، این حسِ سرگردانی و درون‌نگری را تشدید می‌کند و اجازه می‌دهد شنونده با احساسات خودش روبه‌رو شود.
فضاسازی اثر بیشتر از آن‌که بر حادثه یا روایت مستقیم تکیه داشته باشد، بر حس و حال متکی است؛ نوعی اعتراف درونی، بی‌آنکه توضیحی داده شود. همین ابهام باعث می‌شود هرکس بتواند تجربه‌ی شخصی خودش را در آن پیدا کند؛ یکی یاد یک عشق ازدست‌رفته می‌افتد، دیگری به سال‌های دور یا رؤیاهای نیمه‌تمام فکر می‌کند.
در مجموع، «حکایت» بیشتر شبیه قدم‌زدن در غروب یک روز پاییزی است؛ آرام، تلخ، و پر از فکرهایی که ته دل می‌مانند. اثری که نه می‌خواهد تسلی بدهد و نه راه‌حل ارائه کند، فقط صادقانه احساسات انسانی را پیش چشم می‌گذارد.
🎵 #حکایت
🎤 #سیاوش_قمیشی
دیدگاه ها (۱)

امسال سال بیداری دنیاست 👌یک گروه کارناوالی اسپانیایی با رویک...

هشدار سردبیر میدل ایست به ترامپ !

گرندالا (Grandala) گونه‌ای پرنده از خانواده توکاها و تنها گو...

گاهی «برو» گفتن، آخرین تلاشِ یک دلِ ترسیده برای دیده‌شدن است...

عشق همیشه فریاد نمی‌زند...گاهی فقط در سکوتی کوتاه، در تماس د...

نقاشی اثر استاد ایرج اسکندری

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط