{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

« شیطون کوچولوی من »

« شیطون کوچولوی من »
فصل دوم

ذره ای پشیمونی ندارم، احساس گناه نمیکنم، ناراحت نیستم،
راستش به اندازه ای خوشحالم که وصف ناپذیر است،
انگیزه جدیدی برای زندگی دارم،
انگیزه ای که لذت بخش است،
می‌خوام پشیمونی رو تو چهرش ببینم،
می‌خوام زانو بزنه و بهم التماس کنه،
می‌خوام خنجری رو که خودش بهم هدیه داده تو قلبش فرو کنم، اوه نه! نمیکشمش ، می‌خوام زجر کشیدنش رو تماشا کنم و تصور این خیلی زیباتر از اون چیزیه که فکر میکردم،
اگر بگویم عاشقش نبودم دروغ است! دروغی فجیع!
انکار ناپذیر است،
( هیچوقت انکارش نکردم)
با خودم فکر میکنم شاید
« پری » باشد؟
دور از ذهن بنظر نمیرسد، انسان ها مسحور زیبایی اش میشوند،
( و من فقط راجب ظاهرش صحبت نمیکنم)
مسحور همه چیزش می‌شوند،
من با آنها فرقی نداشتم!
من هم مسحورش شدم!
و حالا کاری میکنم مسحور قدرتم شود،
کاری میکنم احساس پوچی کند،
زجر کشیدنش را تماشا می‌کنم،
و این بار قسم میخورم نبوسمش!
این بار ناراحتیش را به جون نمیخرم!
این بار ، خودم دلیل زجر کشیدنش میشوم،

میشوم دلیل زجر کشیدن
هیونجین پادشاه فرانسه!

#هیونجین #فیک #هوانگ_هیونجین
دیدگاه ها (۲۱)

قابل توجه عزیزانی که دارن فیکم رو میخونن!!!

ـــ یجورایی همیشه تویی که برنده میشی، آخه چطور ممکنه؟؟ + «نذ...

«شیطون کوچولوی من»فصل دومیک مرد که بنظر چهل ساله میومد و لبا...

نه آخه خدایی کدوم نویسنده ای ساعت ۱۲شب براتون ادیت میزنه؟ 😭ت...

part: 9The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)گف...

#mafia.lover. part 1ساعت ۱۲ شب بود و هیونج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط