تهگوک عمو نامی

تهگوک: عمو نامی...

تهگوک: عمو نامی...
نامجون: چیه؟ باز شب برای آب خوردن پاشدی و چیزی دیدی؟
تهگوک: نه، نه؛ اومدم یچیز دیگه بگم بهت...
نامجون: خب خوبه، بگو چی‌شده
تهگوک: امروز معلمم گفت به خانوادت بگو بیان مدرسه و خب... ددی و پاپا گفتن به عمو نامی بگو باهات بیاد.
نامجون: عالیه، باز من؛ چی‌کار کردی باز تهگوک؟
تهگوک: با یکی از بچه‌ها دعوام شد بعد بهش گفتم کاری نکن خمت کنم و...
نامجون: جاااااانم؟
تهگوک: آخه ددی جونگ‌کوک چندبار اینو به پاپا ته‌ گفت و منم یواشکی شنیدمش؛ ازش معنی‌اش رو پرسیدم، گفت برای تنبیه آدماییه که کار بدی کردن؛ برای همین به اون پسره گفتم.:(((
نامجون:
نامجون: قبل رفتن به مهدکودک، می‌ریم همین حرکتو رو بابات پیاده‌ کنیم.
پیداش شیپ نامکوک:
دیدگاه ها (۱)

پارت دوویو یوری نامی تنها کسیه که حاضرم جونم رو براش بدم همه...

کوک: باشه( ترس )یون یکم شیر خورد یون: مرسی سیر شدمخواهر ته: ...

الماس زیبای من part¹¹ کوک نزدیک ات شد و گونشو بوسید که تهیون...

پآرت¹⁴... نوا: یونگی باز نمیشه!یونگی به زور سعی میکرد درو با...

دیدار باتو (پارت ۳)

پارت ۵ ویو ا.ت نامجون : چرا بهم دروغ گفتی ؟چیزی نگفتم فقط سر...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 10ویو هویج: سه روز از اون شب گذشته ب...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

THE FIRST KISSPART: 9رفتم بیرون بار به دیوار بار تکیه دادم ب...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و...p26ویو  اترسیده بودیم عم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط