{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخواستی

درخواستی
مرزِ میانِ ما (The Boundary Between Us)
Part:14
رفتیم سمت اتاق و وارد شدیم درو پشت سرم بستم که اومد سمتم دوباره تو فاصله کمی وایساد
کوک:اعتراف کن که میترسی
ا.ت:.....
کوک:پس میترسی*نیشخند
ا.ت:ن نه
کوک:هوم تو راست میگی
ا.ت:چی میخواستی بگی
کوک:من نیومدم چیزی بگم
با این حرفش ترسیده تو چشاش نگاه کردم
ا.ت:پس برای چی اومدی
کوک:اومدم یه چیزی رو برات روشن کنم
ا.ت:چ چیو
کوک:اینکه تو....
حرفش با صدای جیهون قطع شد
جیهون:ا.ت کجایی
ا.ت:قائم شو
کوک:کجا
ا.ت:نمیدونم ...برو تو حموم
کوک:حموم؟
ا.ت:اره دیگه برو
زود هولش دادم تو حموم و رفتم بیرون
ا.ت:بله اوپا اینجام
جیهون:گوشیه منو ندیدی
ا.ت:ن نه
جیهون:اها ایناهاش من میرم بخوابم شب بخیر
ا.ت:شب بخیر
رفتم تو اتاق سمت حموم که اونجا نبود
ا.ت:پس کجا رفت
که توسط کسی کشیده شدم عقب و افتادم بغلش
ا.ت:چیکار میکنی
کوک:هیچی
نمیدونم چرا ولی برای اولین بار نه استرس داشتم نه میترسیدم این برام عجیب بود......

"بعضی رابطه‌ها با گناه شروع می‌شوند، نه با احساس."
دیدگاه ها (۱)

درخواستی مرزِ میانِ ما (The Boundary Between Us)Part:15بودن ...

خوشملمون فالو شه گوگولیا @tete_v

درخواستی مرزِ میانِ ما (The Boundary Between Us) Part :13و ر...

درخواستی مرزِ میانِ ما (The Boundary Between Us)Part:12باهم ...

love in the dark②⑧یک هفته بعد (شب) داشتم تلویزیون میدیدم که ...

Love in the dark①②٪: بسه چرا سروصدا میکنیمحکم زد تو صورتم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط