سال‌ها پیش در روستای ساحلی زنور دختری ناشناس با زیبایی

سال‌ها پیش، در روستای ساحلی زنور، دختری ناشناس با زیبایی

سال‌ها پیش، در روستای ساحلی زنور، دختری ناشناس با زیبایی خیره‌کننده گاهی در کلیسای روستا ظاهر می‌شد. لباس‌هایش عجیب بود، پوستش رنگ‌پریده و موهای بلندش مثل موج‌های دریا می‌درخشید.
او همیشه در گوشه‌ای می‌نشست و به آواز خواندن مَتیو ترِنهِیل، جوان خوش‌صدای روستا، گوش می‌داد.
کم‌کم متیو شیفتهٔ آن زن ناشناس شد.
هر بار که دختر می‌آمد، نگاهش فقط به او بود؛ و هر بار که متیو آواز می‌خواند، دختر با لبخندی عجیب به او نگاه می‌کرد؛ انگار صدایش را از سال‌ها پیش می‌شناخت.
تا اینکه یک روز، دختر به متیو نزدیک شد و از او خواست همراهش به خانه‌اش بیاید.
متیو رفت.
اما دیگر هیچ‌کس او را در روستا ندید.
روزها گذشت. هفته‌ها و ماه‌ها گذشتند و مردم تصور کردند که جوان ناپدیدشده مرده است.
تا اینکه یک روز، ماهیگیران او را دیدند که در قایقی کوچک، همراه همان زن ناشناس، به سمت دریا می‌رود.
آن‌ها فریاد زدند که برگردد.
اما متیو فقط لبخند زد.
و زن، دست او را گرفت و هر دو به سوی آب‌های عمیق رفتند.
سال‌ها بعد، ماهیگیران قسم می‌خوردند که گاهی در شب‌های آرام، صدای آواز زنی را از میان امواج می‌شنوند؛ آوازی چنان زیبا که آدم را وادار می‌کند ناخودآگاه به سمت صخره‌ها برود.
و مردم زِنور می‌گفتند:
«اگر صدایش را شنیدی، نگاهت را از دریا بردار؛ بعضی زیبایی‌ها برای دیده‌شدن نیستند، برای به‌دنبال‌کشیدن‌اند.»
دیدگاه ها (۸)

𝑩𝒆𝒉𝒊𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑴𝒂𝒔𝒌𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑𝟔ویدئو شروع شد.تصویر تاریک بود؛ انگار د...

پارت ۲۳ — فاصلهچند هفته‌ی بعد، واقعاً کمتر همدیگر را دیدند.ی...

زیبای کوچک فریبکار

رمان: فقط یک قدم تا توپارت۱:*درخواستی*ویو ی ا.ت:روز اوله هاگ...

معشوقه و خدمتکار

{محکوم به لمس } part ۵ 杂交种 در میان یه شب تاریک و دلگیر با ن...

پارت ۴۹

(#قرمز_ممنوع ❤️#part¹²﴿ویو ات﴾صدای بسته شدن در فلزی دوباره د...

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊¹⁶خوشبختی از نگاهِ هرکسی، معنایی متفاوت دارد. ا...

( Blue Side )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط