{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💗برای_تو_مینویسم💗

💗برای_تو_مینویسم💗
برای تو مینویسم که عزیزتر از جان شدی و لازم تر از نفس.
عزیز دور،
عزیز دست نیافته،
عزیز بوسیدنی،
عزیز قلبم،
برای تو مینویسم که خواستم تورا در آغوش بکشم؛
ولی دستانم کوتاه بود.
برای تو مینویسم که بوسیدنت آرزو بود.
برای تو مینویسم که یک جهانی.
مینویسم برای تمام روزهایی که قرار است نباشم.
باشد که بدانی و بدانند که تورا دوست می داشتم...🦋🦋💟🧿💫


#saharshehim💖
دیدگاه ها (۲)

ای دو چشمانترهی روشن به سوی شهر زیباییای نگاهت باده‌ای در جا...

میخونم برات:هــرگـز از یادم نمیـریزدی‌توی وجودم برگ و ریشه ...

جان به لب آورده‌ام تا از لبم جانی دهیدل ز من بربوده‌ای باشد ...

از"عشــ...♥️...ـــق"      مراهمین،یک‌نکته‌کافی‌ست      که‌تو...

مینویسم برای تویی ک نابودم کردی ولی همچنان شوق دیدنت را دارم...

*برای «بُشری» غریبم*سال‌ها گذشت و تو بزرگ شدی؛ اما نگاه من ب...

*برای «بُشری» غریبم*سال‌ها گذشت و تو بزرگ شدی؛ اما نگاه من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط