گر بزنندم به تیغ در نظرش بی‌دریغ

گر بزنندم به تیغ، در نظرش بی‌دریغ

گر بزنندم به تیغ، در نظرش بی‌دریغ

دیدن او یک نظر، صد چو منش خونبهاست

گر برود جان ما در طلب وصل دوست

حیف نباشد، که دوست دوست تر از جان ماست
دیدگاه ها (۰)

در راه دوست كشته شدن آرزوي ماستدشمن اگر چه تشنه بخون گلوي ما...

*روزی ز سر سنگ عقابی به هوا خاستواندر طلب طعمه پر و بال بيار...

یار مرا که او شده یار دگر چرا طلبمن که بدیدمش به دل عشق دگر ...

بـه حَـدی دوسـتَت دارَم کـه میـدانَم خُـدا روزی سوالَـش از...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

عکس ملکه خوب ها.خواهش کپی ممنوع

Part:1🕸همه بدبختی ها از یک تصادف کوچک شروع شد موقعی که یک کا...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت چهاردهم: تاوانِ انتخابصدای پ...

داستان کودکانه «نِکا و ماشینِ جادوییِ حلِ مشکلات» به نویسندگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط