{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از آنان که درس زندگی میدادند

از آنان که درسِ زندگی می‌دادند
پرسیدم خوشبختی چیست؟
از آنان که اربابِ هزاران کارگر بودند
پرسیدم خوشبختی چیست؟
همه سر تکان دادند
و با لبخندی ابلهانه سکوت کردند.
تا اینکه بعدها
در عصرِ یک روز تعطیل
که بر کنار رودخانه قدم میزدم
دسته‌ای از کولی ها را دیدم
که با زنان و فرزندان خود
زیر درختان، در کنار بشکه‌های شراب
می رقصیدند و
می نوشیدند و
ساز میزدند ..
دیدگاه ها (۰)

لبخند را تو بیاور شعر تازه را من دم می کنمدر فنجان حس زندگی ...

میدونی رفیق...بعضی از دلخوشی‌ها خیلی کوچیکه!اما پر از عشقه ؛...

به قول اوحدی که میگه:دلِ رنجور مرا نیست به غیر از تو دواا

هیچوقت به تهش فکر نکن،چون ممکنه برسی به غم!ته زندگی به این ق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط