شده باران بزند بر بدن پنجرهات

شده باران بزند بر بدن پنجره‌ات
ناگهان بغض بیفتد به تن حنجره‌ات :((
دیدگاه ها (۰)

بنازم غیرت غم را که دمی تنهایم نگذاشت 🙃💔🚬

مُردِه شُور ناز بِشُور کِ نازکِش نَداشتَم💔🥀

مَن چیزیم نیس :) فَقَط اَز دَرون مُردَم🖤

گویند چون میگذردهیچ غمی نیست!اما به والله همین درد کمی نیست....

اگر آنسویِ پنجره نشسته‌ای و صدای باران قرارِ دلت را ربوده ر...

از تو چیز زیادی نمی خواهم...تنها قطعه ای از شرجیِ حنجره ات ر...

---### 💔 پارت چهاردهم: ات هنوز در آغوش جیمین بود. دست‌هایش م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط