{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمیدونم چرا واقعا اشکم جاری شد.

نمیدونم چرا واقعا اشکم جاری شد.
اون آقا زندگی رو برده ، مثل اینکه از همه خوشبختره که دل مهربونی داره‌

𖣥☼𖣥☼𖣥☼𖣥☼𖣥☼𖣥☼𖣥☼

این قشنگ ترین ازدواجی بود که دیدم، عروس و داماد هر دو دوران کودکی و نوجوانیشون رو در خیریه گذروندن و با کمک مسئول اونجا که برای هردوشون مثل پدر بوده.ازدواج کردند.
دیدگاه ها (۰)

قسمت ۱۱

《نوری در دنیای مرده ها》پارت ⁵ویو تهیونگ که یهو یونا داد زد: ...

Part ³³ویو لیلی دستمو داخل دستش گذاشتم و از پله ها اومدیم پا...

#My_deity#part1☆ویو پسرِ خدا☆ لنگان لنگان به سمت جنگل رفتم د...

Custom bride part : 1

My lovely neighbor part : ۷۳

KIM V

### 🖤 پشت نیمکت آخرپارت ۷: بابای واقعی کیه؟جونگوک گوشی رو مح...

part : 1855 لایک و ۱۰۰ کام و ۲۰ نشرازشون فاصله گرفتم که لب ز...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط