{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آسمان نیز دل پر دردی داشت

آسمان نیز دل پر دردی داشت
نتوانست زبان به دهان بگیرد
بی وقفه سر به زمین و زمان کوبید
انگار صد غروب جمعه طغیان کرده باشد....
دیدگاه ها (۰)

چو خدا بود پناهت چه خطر بود ز راهتبه فلک رسد کلاهت که سر همه...

ما آزموده ایم در این شهر بخت خویشبیرون کشید باید از این ورطه...

تو مرا یاد آخرین روزهای اسفند می اندازی... نه میتوانم دلتنگ ...

تا یک قدمی فراموش کردن رسیدماماباران بدموقع بارید....

رمان گمشده(هری رون هرماینی)قسمت دوم به شرط لایک ۲۰ تا

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ⁹⁶..𝕽𝖊𝖉 𝕬𝖑𝖆𝖗𝖒.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨مادرش رفت.و در بسته شد.جونگکو...

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط