{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درد رو طوری تحمل کردم که انگار باعث افتخار بود!

دیدگاه ها (۰)

وای این دختره👸🏻🦋

انباکس🍡🌈

وای من انیمه ی شهر اشباح و همسایه من توتورو و قلعه ی متحرک هاول و هنگامی که مارنی انجا بود رو خیلی دوست دارم:)))))

پوریا مظفری:)))

«بدترین درد این نیست که کسی بره؛ بدترین درد اینه که کسی که ت...

فکر می‌کردم اگه طوری وانمود کنم که انگار مهم نیست، بی‌اهمیت ...

- و من او را طوری نگاه می کردم ، انگار آخرین گلی بود که در ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط