در تماشاخانه‌ی سکوت، من و خاطره‌ات بر صحنه‌ای سوخته ایستاده‌...

نمیدانی که داروی روحم تو هستی…نمیدانی که در غیبت ثانیه‌هایت،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط