{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۴

پارت ۲۴
نشسته بود و خار هاش رو مرتب می‌کرد رفتم از عمد سمت آلبوم
*این چیه ؟
شدو . هیچی دست نزن
بعد امد و از جلوم برداشت و توی کشد گذاشت رفتم برش داشتم و بازش کردم
*اییی اینا که منم نچ نچ نچ منو دید میزدی
شدو. نه گفتم بدش من
*باش بیا بگیر من که اینا رو دیده بودم
شدو . فوضولی فضول
*دوس دارم
بعد زبونم آوردم بیرون که وحشیانه حمله ور شد سمتم من چسبیدم به دیوار و شدو دستاشو دو تا سمت من گذاشت
شدو. منو وحشی نکن فهمیدی اصلا چرا نرفتی هم (با صدای گرفته)
*م من م من
بعد پیشونیم رو بوسید
شدو . نترس بابا کاریت ندارم و بعد رفت بیرون من پش بندش رفتم بیرون بعد که رفتیم سمت بچه ها
ناکلز. شما دوتا رفته بودید چی بیارید ها
*منکه قرار نبود چیزی بیارم
و شدو آروم زد بهم
شدو . باید میز میاوردی (باصدایی ارام)
بعد ناکلز مثل چی منو زد و البته که نمیتونست روی شدو دست بلند کنه و همینجوری روز گذشت
* نخود نخود هرکه رود خانه خود
وبعد با هم خداحافظی کردیم و این وست تیلز با شادی امد
لونا. چیشده
تیلز. شما یعنی تو لونا و ماکان باهم خواهر برادرید تست تون مصبت بود
بعد لونا خوشحال شد و جفتک پران پرید بقل ماکان ایناهم رفتن بعد خودشون وقرار شد زود زود به ما سر بزنن خوب با قدرت لونا جای دوری نبودن و من رفتم خونم که شدو اونجا بود
*اینجا چی کار میکنی
خواستم یه چیزی بهت بگم
*چی
راستش
بعد نزدیک من شد
*شدو نگو که حامله ای
چی بیا بورو گمو بی شعور من پسرما
*اگه حامله نیستی پس چی شده
راستش من وقعا دوست دارم
*پووو گفتم چی شده خو احمق منم دوست دارم
بعد بقلش کردم و اونم بقلم کرد و پایاان

نویسنده. امید وارن لذت بردا باشید من وقعا از حمایت هاتون متشکرم و قراره یه رمان جدید رو شروع کنم که توضیح میدم توی پست بعد
دیدگاه ها (۵)

این منهوا رو کی خونده اون دوسته منه

پارت ۲۳ چون تمام بدنش خیس شده بود و خیلی جذاب شده بود با خشم...

دلتنگ یک رفیق پارت ۲۱تیلز : دیگه امیدی نیست ...همه ساکتن.......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط