{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۲۳

پارت ۲۳

چون تمام بدنش خیس شده بود و خیلی جذاب شده بود با خشم داشت نگاهم می‌کرد وهی نزدیک میشد بیش از حد نزدیک که نوک دماغمون به هم خورد
شدو . چی شده خجالت کشیدی همم هی میدونی اون روز که تونستم تعم لبات رو بچشم معتادش شدم و دیگه نخواستم به کسی بدمش پس میدونی که نباید به کسی بديش دیگه ها
*ا اره م م میدونم
و بعد لباش رو نزدیک گوشم آورد
شدو . میدونیکه میخوام باز هم بچشمشون
بعد خودش هم سرخ شد و لباش رو به لبام گره داد و من هم همراهی کردم چون مزه لباش مثل خوردن گیلاس بود انگار داشتم میمردم از خجالت و دیگه نفسم بالا نمی آمد که دستمو روی سینش گذاشتمو هولش دادم داشتم مثل سگ تشنه له له میکردم ولی شدو بالبخندی ملیح روبه روم ایستاده بود
*به چی میخندی؟
شدو . خیلی بانمک شدی
*تازه فهمیدی من از زمان تولد بانمک بودم هه هه
شدو. (خنده)
خیلی قشنگ می‌خندید اره ما داشتیم همین جوری خوش و بش میکردیم که یهو در باژ شد و امی امد داخل شدو داد زد و رفت تو حموم امی هم از خجالت داشت آب می شد می‌شود توی چهرش دید
شدو . (با پتو پت) ل لباس ب برا م بیار سونیک
بعد با خنده رفتم توی اتاق شدو که با صحنه ی جالبی مواجه شدم با ورم نمیشد شدو چند تا از عکسای منو توی آلبوم روی میز داشت وایستا کل آلبوم عکس من بود نمی‌دونستم بخندم یا خجالت بکشم بعد با کلی بد بختی یه لباس برای شدو خان مغول پیداکردم که بپسنده بعد بردم تنش کنه که امی هنوز با خجالت روی مبل نشسته بود شدو که امد بیرون با حوله داشت خار هاشو خشک می‌کرد بعد امی جلو رفت و شدو حوله رو توی خونه گذاشت و رفت تو اتاقش
*کجا میری
شدو. میرم خار هام رو شونه کنم
*اوو یادم رفت آقا سانتال پانتال باید بکنه وگرنه کسی نگاش نمی‌کنه
شدو . اگر سانتال پانتال نمی کردم لااقل تو توی کاسم نمی افتادی
بعد رفتم توی اتاقش
دیدگاه ها (۴)

پارت ۲۴نشسته بود و خار هاش رو مرتب می‌کرد رفتم از عمد سمت آل...

این منهوا رو کی خونده اون دوسته منه

ارباب منPart13چاعان:گشنته فرشته ی من?لیا:خیلیییچاعان:بهشون م...

پارت۴

#سناریو #درخواستی#چندپارتیپارت ۵وقتی توی اتاق خوابمونیم که ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط