دلا تا کی بسویش در نمازی

دلا تا کی  بسویش  در  نمازی؟
به تا کی خم  شوی بهر نیازی؟
چرا  در  کوچه های   نامرادی؟
شدی کور و زنی هر دم بسازی
سفر بر یادِ دلبر وه چه زیباست
ولی تا کی دل و جان را ببازی؟
نفس یر بسته و بر کنج خاطر
هزاران  شعله و گردن  فرازی؟
دل دیوانه گشته چون  پرستو
کند پرواز و جان گیرد  به بازی
دیدگاه ها (۵)

رفتم که بی تو سر کنم صدشاخه گل پرپر کنمرفتم  به  دنیای جنون ...

گر شدی محبوب بدان عشق اهورایی ز توستدر هوای عشق بدان شور هوا...

طلوعم برغُروب آمد در این بازیچه ی دورانچه بی بار و غم آلوده ...

اگر آن روی زیبایت به چشم من بلا ریزدمیان باد و خاکستر چه بلو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط