{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﻳﮏ ﻧﻔﺲ ﺑﺎﻣﺎ ﻧﺸﺴﺘﯽ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻮﯼ ﮔﻞ ﮔﺮﻓﺖ
ﺧﺎﻧﻪﺍﺕ ﺁﺑﺎﺩ ﮐﺎﯾﻦ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﺑﻮﯼ ﮔﻞ ﮔﺮﻓﺖ
ﺍﺯ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥﮔﻮﯾﯽﺍﻡ ﺩﯾﺪﯼ ﭘﺮﯾﺸﺎﻥﺧﺎﻃﺮﻡ
ﺯﻟﻒ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺷﺎﻧﻪ ﮐﺮﺩﯼ، ﺷﺎﻧﻪ ﺑﻮﯼ ﮔﻞ ﮔﺮﻓﺖ
ﺍﺯ ﺷﻤﯿﻢ ﺷﻌﺮ ﺷﻮﺭﺍﻧﮕﯿﺰ ﺁﺗﺶ، ﻋﺎﺷﻘﺎﻥ
ﺳﺎﻗﯽ ﻭ ﺳﺎﻏﺮ، ﻣﯽ ﻭ ﻣﯿﺨﺎﻧﻪ ﺑﻮﯼ ﮔﻞ ﮔﺮﻓﺖ
(!!)
دیدگاه ها (۲)

تاری از موی سرت کم بشود میمیرمأه گیسوی تو درهم بشود می میرم....

غزل جوانه می زند به لطف یک نگاه توو من سکوت می کنم به احترام...

✍ قدیما لباسِ "رفاقت" ، "معرفت" بوداما جدیدا "منفعت" ، جای"...

خدایا..!قسم به لحظه ای که دلم را می شکنند و جز تو مرهمی نیست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط