{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تاری از موی سرت کم بشود میمیرم

تاری از موی سرت کم بشود میمیرم
أه گیسوی تو درهم بشود می میرم...

قلب من از تپش قلب تو جان می گیرد
آه قلب تو پر از غم بشود می میرم...

من که از عالم و ادم به نگاه تو خوشم
سهم چشمان تو ماتم بشود می میرم...

مثل ان شعله که از بارش باران مرده ست
اشک چشم تو دمادم بشود می میرم...

وقت بیماری و بیتابی من دست کسی
جای دستان تو مرهم بشود می میرم...

جان من بسته به هر تار سر موی تو است
تاری از موی سرت کم بشود می میرم...
دیدگاه ها (۲)

غزل جوانه می زند به لطف یک نگاه توو من سکوت می کنم به احترام...

تو که عاشق نشدی، درد نمی دانی چیستآنچه غم با دل ما کرد نمی د...

ﻳﮏ ﻧﻔﺲ ﺑﺎﻣﺎ ﻧﺸﺴﺘﯽ ﺧﺎﻧﻪ ﺑﻮﯼ ﮔﻞ ﮔﺮﻓﺖﺧﺎﻧﻪﺍﺕ ﺁﺑﺎﺩ ﮐﺎﯾﻦ ﻭﯾﺮﺍﻧﻪ ﺑﻮ...

✍ قدیما لباسِ "رفاقت" ، "معرفت" بوداما جدیدا "منفعت" ، جای"...

🔸 عذرخواهی می‌کنمبنده در این شعر دارَم عذرخواهی می‌کنماز تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط