....و آنگاه عــــــــشق شد تمام وجودم....
....و آنگاه عــــــــشق شد تمام وجودم....
تو برای من من برای تو.....
دوست داشتن را باگرمای نگاهت سنجیدم...
شعله آتش لبانت تمام وجودم را به اتش کشید...
چشمان تو.....چشمان تو آبی دریا را به یاد من می اندازد....
آمواج خروشان گیسوانت...پیچش گیسوانت همانند نا همواری های دشتهای وسیع
مرا خواب میکند....
کیستی که این همه لطف الهی در تو جای دارد...
.
.
من هیــــــــــــــــچ ندارم...
نفسی میکشم...آنهم تقدیم تو...
....................
..............
.........
...
.
تو برای من من برای تو.....
دوست داشتن را باگرمای نگاهت سنجیدم...
شعله آتش لبانت تمام وجودم را به اتش کشید...
چشمان تو.....چشمان تو آبی دریا را به یاد من می اندازد....
آمواج خروشان گیسوانت...پیچش گیسوانت همانند نا همواری های دشتهای وسیع
مرا خواب میکند....
کیستی که این همه لطف الهی در تو جای دارد...
.
.
من هیــــــــــــــــچ ندارم...
نفسی میکشم...آنهم تقدیم تو...
....................
..............
.........
...
.
- ۵۸۶
- ۲۴ اردیبهشت ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط