{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۸: آرامشِ قبل از طوفانی نو (ویرایش شده)

پارت ۱۸: آرامشِ قبل از طوفانی نو (ویرایش شده)
(سه ماه بعد)

سه ماه گذشته بود. عمارتِ جدید، جایی در حومه‌یِ شهر و دور از تمامِ اون درگیری‌هایِ مافیایی، حالا خونه‌یِ امنِ ما بود. دیگه صدایِ تیراندازی نمی‌اومد؛ فقط صدایِ پرنده‌ها بود و آرامشِ صبح‌گاهی.

من و تهیونگ تویِ تراسِ ویلا نشسته بودیم. تهیونگ با اون نگاهِ مهربونش که هنوز هم وقتی بهم خیره می‌شد، قلبم رو از سینه در می‌آورد، برام یک فنجون ماچایِ گرم ریخت. 🍵

«هنوز هم فکر می‌کنی کابوس‌ها برمی‌گردن؟» تهیونگ دستش رو روی دستم گذاشت.

به دوردست‌ها نگاه کردم. «گاهی… ولی وقتی تو کنارمی، دیگه هیچ‌چیز نمی‌تونه بهم آسیب بزنه.»

همه چیز عالی به نظر می‌رسید. کوک و جیمین هم اون نزدیکی‌ها زندگی می‌کردند و هر آخر هفته دورِ هم جمع می‌شدیم. اما… یه چیزی تهِ دلم رو نگران می‌کرد. از وقتی سوهو ناپدید شد و هیچ جسدی ازش پیدا نشد، حس می‌کردم یه سایه‌یِ کوچیک هنوز هم جایی تویِ تاریکی‌ها کمین کرده.

در همین فکرها بودم که گوشیم رویِ میز لرزید. یک پیامِ ناشناس بود:

«بازی تازه شروع شده. فکر کردی به این راحتی از دستم خلاص می‌شید؟»

دستم لرزید و فنجونِ ماچا تویِ دستم تکون خورد. تهیونگ متوجه‌یِ تغییرِ حالتِ چهره‌ام شد. «چی شده؟ کی پیام داده؟»

سریع گوشی رو پشتِ دستم پنهان کردم و سعی کردم لبخند بزنم. «هیچی… فقط یه تبلیغِ مسخره بود.»

تهیونگ چشماش رو ریز کرد؛ اون همیشه می‌فهمید وقتی چیزی رو ازش مخفی می‌کنم. همون موقع، صدایِ زنگِ درِ ورودیِ ویلا تویِ فضایِ ساکتِ خونه پیچید. اما ما هیچ مهمونی نداشتیم. کوک و جین هم گفته بودن امروز نمی‌آن.

تهیونگ بلند شد و اسلحه کوچیکِ تویِ کمرش رو چک کرد. «کسی نباید بیاد…»

به سمتِ در رفت، اما من با دیدنِ صفحه‌یِ گوشی که دوباره روشن شد، خشکم زد. پیامِ جدیدی اومده بود:

«پشتِ سرت رو نگاه کن، ات. من دقیقاً همین‌جام.»

سرم رو به سمتِ جنگلِ پشتِ ویلا چرخوندم. بینِ درخت‌ها، سایه‌ای رو دیدم که دقیقاً با همون کتِ مشکیِ سوهو، خیره به من نگاه می‌کرد و یه لبخندِ کج رویِ لب‌هاش بود.

تهیونگ دستش رو روی دستگیره‌یِ در گذاشت و گفت: «ات، برو بالا توی اتاق!»

اما من نتونستم تکون بخورم. چون درست توی همون لحظه، یه صدایِ کلیکِ سردِ فلزی، پشتِ گوشم حس شد…

ادامه دارد پارت بعد فردا ساعت ۴ منتظرم باشید حمایتا هم تا جایی که میتونی ببرشون بالا ببینم کیا رمانمو دوس دارن🥺🙃
دیدگاه ها (۰)

پارت هدیه چون شرطا رو نرسوندین به مناسبت رسیدن فالوور ها به ...

موزیک ویدیو نرمال✨😃که البته یه فکت داره اشاره به آهنگ سوییم ...

پارت ۶: سایه‌هایِ زیرِ پوستاز دید: جیمینبا هر قدمی که توی را...

love in the dark

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط