سرنوشت من part
سرنوشت من part2
《ویو ات》
خب من الان میرم دانشگاه تقریبا داره دانشگاهم تموم میشه ... پزشکی خوندم خیلی سخته لعنتی صدای در اومد فکر کنم جونگ کوک اومد از سر کار سریع رفتم سمت در
جونگ کوک: سلام ات
ات: سلام خوبی ؟
جونگ کوک: آره
ات: خوبه پس بریم شام بخوریم
جونگ کوک: مامان بابا کجان؟
ات: هوففف چه میدونم حتما بازم رفتن بار دارن مشروب میخورن و قمار میکنن ... جونگ کوک
جونگ کوک : جانم
نویسنده: چشمای ات لبریز شد از اشک
جونگ کوک: چیشده ات ؟
ات: دیگه خسته شدم ... نمیتونم حالم بده دیگه نمیخوام توی این خونه باشم هر جا رو میبینم خاطرات عنم میاد جلو چشمم
جونگ کوک: منم همینطور ... ولی ما تا وقتی باهمیم از پس این زندگی برمیایم ها؟
ات: اگر تو نبودی شاید تا الان خودکشی میکردم《گریه》
جونگ کوک: وااا ات این چه حرفیه
《ویو جونگ کوک》
رفتم و پیشش نشستم و بغلش کردم
ات: راست میگم جونگ کوک واقعا اگر تو نبودی ...《جونگ کوک نزاشت حرف بزنه》
جونگ کوک: این حرفا رو ولش کن خودتو ناراحت نکن پاشو اشکات رو پاک کن خب ... الانم میریم شام میخوریم دوتایی《لبخند》
طاقت دیدن اشکاش رو ندارم نمیدونم از بچگی همین حس رو نسبت به ات داشتم واقعا حس میکنم عاشقشم ولی خب سخته که بهش بگم ... یعنی اونم عاشق منه یا نه؟ ...
《ویو ات》
خب من الان میرم دانشگاه تقریبا داره دانشگاهم تموم میشه ... پزشکی خوندم خیلی سخته لعنتی صدای در اومد فکر کنم جونگ کوک اومد از سر کار سریع رفتم سمت در
جونگ کوک: سلام ات
ات: سلام خوبی ؟
جونگ کوک: آره
ات: خوبه پس بریم شام بخوریم
جونگ کوک: مامان بابا کجان؟
ات: هوففف چه میدونم حتما بازم رفتن بار دارن مشروب میخورن و قمار میکنن ... جونگ کوک
جونگ کوک : جانم
نویسنده: چشمای ات لبریز شد از اشک
جونگ کوک: چیشده ات ؟
ات: دیگه خسته شدم ... نمیتونم حالم بده دیگه نمیخوام توی این خونه باشم هر جا رو میبینم خاطرات عنم میاد جلو چشمم
جونگ کوک: منم همینطور ... ولی ما تا وقتی باهمیم از پس این زندگی برمیایم ها؟
ات: اگر تو نبودی شاید تا الان خودکشی میکردم《گریه》
جونگ کوک: وااا ات این چه حرفیه
《ویو جونگ کوک》
رفتم و پیشش نشستم و بغلش کردم
ات: راست میگم جونگ کوک واقعا اگر تو نبودی ...《جونگ کوک نزاشت حرف بزنه》
جونگ کوک: این حرفا رو ولش کن خودتو ناراحت نکن پاشو اشکات رو پاک کن خب ... الانم میریم شام میخوریم دوتایی《لبخند》
طاقت دیدن اشکاش رو ندارم نمیدونم از بچگی همین حس رو نسبت به ات داشتم واقعا حس میکنم عاشقشم ولی خب سخته که بهش بگم ... یعنی اونم عاشق منه یا نه؟ ...
- ۴۵۲
- ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط