{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

part عشق پنهان

part61 عشق پنهان
《ویو جونگ کوک》
احساس میکنم ات رو توی این عمارت زندانی کردم حس خیلی بدی بهم میده احساس میکنم بعضی وقتا حوصله ی ات توی این عمارت سر میره
ات: جونگ کوک ...
جونگ کوک: بله
ات: میخوام یک چیزی بهت بگمم البته که قبلا هم گفته بودم ولی میخوام دوباره ازت بپرسم شاید ... جوابت تغییر کرده ... میزاری برگردم پیش ...《نزاشت حرفش کامل بشه》
جونگ کوک: خب ... اگر برگردی پیش خانوادت شاید دیگه نتونی بیای اینجا یا حتی شاید پدر و مادرت مخالف این هستن که تو با من ازدواج کردی هزارتا دلیل هسته که اگر برگردی شاید من نتونم دیگه ببینمت من نمیتونم ... نمیتونم بدون تو زندگی کنم《بغض》
《ویو ات》
جوری که حرف می‌زد کامل مشخص بود که داره حقیقت رو میگه با بغضی که کرد قلبم لرزید رفتم سمتش و محکم بغلش کردم احساسی که توی بغل جونگ کوک دارم غیر قابل توصیفه ...
《ویو جونگ کوک》
ات اومد سمتم فکر کردم باز میخواد سرد رفتار کنه ولی ... این بار بغلم کرد محکم تر و با عشق و علاقه ی بیشتر نسبت به قبلا دست و پام رو گم کردم بغلش کردم قلبم تند میزد و آرامش عجیبی داشتم ...
ات: خیلی دوست دارم .‌.. قبلا فکر میکردم حسی که تو به من داری از روی هوس ولی الان واقعا میتونم بفهمم که تو واقعا منو ... دوست داری
جونگ کوک: من از اولش هم تو رو مثل بقیه نمی دیدم تو برام خاص‌تر بودی
ات: ...
دیدگاه ها (۰)

سرنوشت من part1《ویو ات》خب از کجا براتون بگم ... من الان ۲۰ س...

اسم رمان: سرنوشت من شخصیت های اصلی:تهیونگ ات جونگ کوک جیمین ...

part30 عشق پنهان《ویو ات》از کنار جونگ کوک رفتم و نشستم روی صن...

part35 عشق پنهان《ویو ات》توی راه سکوت بود تا بلاخره رسیدیم از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط