بی تو از کوچه گذر کردم و. مهتاب نبود

بی تو از کوچه گذر کردم و. مهتاب نبود
عکسی از روی دلارای تو در آب نبود

یادم آن روز بیامد که در آن کوچه ی عشق
بخت بدبخت من آلوده ی این خواب نبود

کوچه ی گرم و صمیمی که تو در آن بودی
بی رخت گرم تر از آخر سرداب نبود

باد در خالی آن پنجره غوغا می کرد
کاشکی دست کمش پنجره بی تاب نبود

نارون اشک من آهسته تماشا می کرد
پیچک کوچه هم از دست تو شاداب نبود

چشمه کوچه که از مهر تو در جوشش بود
بی تو خشکید و دگر جز خود مرداب نبود

کوچه شعری به من انگار که الهام نکرد
در هوایش اثری از غزل ناب نبود
دیدگاه ها (۷)

پدرم نیست ...

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.3 (روایت از زبان ن...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۶۰ | پایانچراغ‌ها دوباره روشن شدن...

𝖕𝖆𝖗𝖙15شب موعود، باران گرفت. مارال شنل تیره‌اش را روی سرش کشی...

『 #Dark Fantasy Romance 』The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پا...

پارت دوم: «طوفان در شیشه‌ها»صدای رگبار باران شدیدتر شده بود ...

دختر و پارتی

تک‌پارتییی جدید از سوکجینییی به قلم لینا؟؟صدای باران با صدای...

چند پارتیپارت۳ا.ت به سرعت درِ شیشه‌ایِ سوپرمارکت را قفل کرد ...

پارت ۴۸سه روز از آن شب جهنمی گذشته بود. سه روزی که عمارتِ کی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط