{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیرمرد تلفن همراهش

پیرمرد تلفن همراهش
رو می‌بره تا درست کنند
تعمیرکار میگه:
پدرجان مشکلی نداره گوشیتون
نگاهی روی صفحه ی
سیاه و تیره ی گوشی انداخت
و با بغض پرسید:
پس چرا بچه هام زنگ نمیزنن؟!

جمعه است
نکنه یادمون بره
چشمی در انتظارمونه...
دیدگاه ها (۴)

🔻هر جا که میروم میبینم بالای میز خود نوشته اند: هدف ما جلب ر...

فرقی نمیکرد کجای خانه باشد گوشه هال یا اتاق ، حیاط پشتی، زیر...

#جمعــــه ؛گاهی شبیهِ دفترچه ی خاطراتی ست که هر بار ، گوشه ا...

دست من در رنگ هاے فطرے بودن شناور شدپرتقالی پوست می کندمشهر ...

سایه‌های عمارت سیاه — پارت ۱۷همه برای چند ثانیه به چراغ قرمز...

White Lotus | Part 24یک هفته بعد...سوآ بالاخره به سئول برگشت...

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط