{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من دلم میخواهد

من دلم میخواهد
خانه‌ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوست هایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو
هرکسی می‌خواهد
وارد خانه پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن
یک دل بی‌رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می‌کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می‌نویسم ای یار
خانه‌ی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دگر
خانه دوست کجاست؟

دیدگاه ها (۹)

عاشقت هستم تو ای معبــود منعشق تو تاری بود بر پود منمی ...

نشود فاشِ کسی آنچه میان من و توست تا اشارات نظر، نامه رسان م...

تا چند به هر #مرده و بیمار بگریم؟وقت است به خود گریم و بسیار...

بنویسم،ننویسم،تو نمی خوانی که!چیزی از معجزه ی شعر،نمی دانی ک...

افسانه‌ی گل صورتیپارت ششم | آرامش قبل از طوفانویو روستاخانه‌...

افسانه‌ی گل صورتیپارت چهارم | خانه‌ای دور از قصرسه روز از فر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط