{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من دلم میخواهد

من دلم میخواهد
خانه‌ای داشته باشم پر دوست
کنج هر دیوارش
دوست هایم بنشینند آرام
گل بگو گل بشنو
هرکسی می‌خواهد
وارد خانه پر عشق و صفایم گردد
یک سبد بوی گل سرخ
به من هدیه کند
شرط وارد گشتن
شست و شوی دلهاست
شرط آن داشتن
یک دل بی‌رنگ و ریاست
بر درش برگ گلی می‌کوبم
روی آن با قلم سبز بهار
می‌نویسم ای یار
خانه‌ی ما اینجاست
تا که سهراب نپرسد دگر
خانه دوست کجاست؟

دیدگاه ها (۹)

یک دشت پر از گلهای سرخ عاشق تقدیم تو باد الهه عشق من

🦢 پارت سوم | ساقدوش‌هاسه روز تا عروسی مانده بود.خانه پر از ر...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

بـرای تویـی که تنهایی هایمــ پر از یاد توستــ …بـرای تویـی ک...

داستان کودکانه «قلبی که اندازه آسمان می‌تپید» به نویسندگی رز...

گاهی بعضی چیزها فقط یک ظاهر نیستند؛پشت هر انتخاب، حرفی از با...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

سلام من مایا هاوک هستم و اینجام تا بررسی کنماز مجموعه کرایتر...

ساعت از دو گذشته بود؛ ساعت ۲:۳۰ شب، زمانی که سکوتِ خانه دیگر...

ادامه سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط