{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به یاد خواهی آورد

به یاد خواهی آورد
روزی پرنده ای را خیس از عشق
یا رایحه ای شیرین را
و بازی رودخانه ای که قطره قطره
با دستان تو عشق بازی می کند
به یاد خواهی آورد
روزی هدیه ای را از زمین
که چونان رسی طلائی رنگ
یا چونان علفی
در تو می زاید
به یاد خواهی آورد
دسته گلی را که از حباب های دریایی
با سنگی چیده خواهد شد
آن زمان درست مثل هرگز
درست مثل همیشه است
دستانت را به من بده
تا به آنجا حرکت کنیم
جایی که هیچ چیز ، در انتظار هیچ چیز نیست
جایی که همه چیز ، تنها در انتظار ماست

پابلو نرودا
دیدگاه ها (۶)

کمتر تلویزیون تماشا کنیم و بیشتر کتاب بخوانیم. موفق باشید

مهربانداشتم از کنار یک دیوار مهربانی رد میشدم کفش های سالم و...

از سبزی فروش محل نیم کیلو سبزی خوردناز نانوایی نان لواشاز سو...

از دست مردم به هر کجای دنیا که بگریزی؛ باز پیدایت می کنند!اگ...

سناریو ساسونارو🩸 «ماه و خورشید: افسانه‌ی خون و اشک» ☀️فصل دو...

p2ناگهان، خاطره‌ای که سال‌ها زیر لایه‌های خاکستر عشق دفن کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط