{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مهربان

مهربان


داشتم از کنار یک دیوار مهربانی رد میشدم کفش های سالم و تمیزی توجهم رو جلب کرد. جلوتر نگاهم به کفاش دوره گردی افتاد
رفتم جلو و ازش پرسیدم پدرجان این کفش ها رو شما گذاشتی؟
گفت نه دیدم مردم گذاشتن اونجا، من هم اون هایی که پاره بود رو دوختم و بقیه رو واکس زدم.
به نظر من مهربان یعنی این پیرمرد...
دیدگاه ها (۹)

شاهکار_زندگیاینکه در میان مردم زندگی کنی ولی هیچگاه به کسی ز...

تکنیک مکث سه ثانیه ( استراتژی صبر)مثلا تشنه اید و لیوان آبی ...

کمتر تلویزیون تماشا کنیم و بیشتر کتاب بخوانیم. موفق باشید

به یاد خواهی آوردروزی پرنده ای را خیس از عشقیا رایحه ای شیری...

BAD BOY LOVER 💋Part 19🍷ویو جونگکوک:بعد از دیدن عکس، یک فکر ب...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁸بورام با یه دست فرمون رو گرفته بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط