{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت چهار

پارت چهار


ات ویو
از وقتی یونگی بهم گفت هوپی مافیاست یکم ناراحت شدم اما نه بخاطر اینکه مافیاست به خاطر اینکه بهم نگفته ناراحتم میخوام فردا دعوتش کنم خونمون باهاش حرف بزنم مامان و بابام فردا باید برن شهرستان خونه نیستن پس بهترین موقع هست

پرش زمان به فردا صبح بعد از رفتن مامان بابای ات

ات آخیش بالاخره رفتن
یونگی چرا انقدر خوشحالی
ات میخوام به هوپی زنگ بزنم بیاد اینجا
یونگی بزن راستی من انروز خونما
ات باشه مشکلی نیست

پرش زمان به اومدن هوپی

ات چی میخوری
هوپی چایی
ات باشه الان میارم
یونگی ات منم میام کمکت
ات خب بیا
یونگی ات اگه....................................


پرش زمان به رفتن ات و یونگی پیش هوپی

ات هوپی بیا بهم بزنیم من دیگه نمیخوام باهات رابطه داشته باشه من میخوام برگردم پیش یونگی میخوام دوباره با اون رل باشم ببخشید تا اینجا کشوندمت که اینو بگم
هوپی باشه خدافظ😔😔😔


پرش زمان بعد از رفتن هوپی

ات بیا راحت شدی همش بخاطر تو بود دیگه نمیخواگ ببینمت 😭😭😭😭😭
یونگی اگه بی ادبی کنی میدونی که چی میشه
ات آره میدونم من میرم اتاقم 😭😭
...........

یعنی یونگی به ات چی گفته
خب اینم از این پارت منتظر پارت بعدی باشین
دیدگاه ها (۳)

بچه ها دوست دارین سناریو از بلک پینک بزارم

#سناریودرخواستیا/ت:وقتی میخوان ببوسنت ولی تو نمیزاریکوکی:بات...

پارت سوم یونگی خب راستش جیهوپ یه مافیاست ات چ...چی..چی...

«سناریو»وقتی سرما خوردی نامجون:بیبی زود تر خوب شو باشه جین:ا...

پسری که قلبم رو برد پارت یک

#ازداوج_اجباری پارت ۱۷ویو جونگ کوک ::+نمیدونم والا=خب باشه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط