{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد از یه روز دوندگی و شکم گرسنه داشتیم برمیگشتیم خونه...

بعد از یه روز دوندگی و شکم گرسنه داشتیم برمیگشتیم خونه...
به الهه گفتم: یه سر بریم گلستان؟
معلوم نیست دوباره کی بتونیم گلستان رو برفی ببینیم...
درسته که چکمه نداشتم و کفشام خیس آب شد...
اما ارزشش رو داشت...
عالی بود...
#گلستان_شهدای_اصفهان
#
دیدگاه ها (۱۴)

ترس

یه جایی از زندگی خط میزنی روی دونه دونه آدمای اطرافت...درست ...

خیلی خسته ام...خیلی...راستش از بعد آزمون جامع(که هنوز نتیجه ...

در مِهِ واقعی، به انتظارِ تو ایستادن را دوست می‌دارم.#یک_عاش...

✨سرنوشت✨پارت۵(یک ماه بعد) ویو ات رفتار اعضا خیلی خوب شده بود...

بچه ها از اینکه غلط املایی میبینید متاسفم منو ببخشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط