{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امشب از رویـای تـو خوابم نمی گیرد چرا

امشب از رویـای تـو خوابم نمی گیرد چرا
زخمی عشقت شدم این دل نمی میرد چرا
خواب درچشمم نمی آید مگر من مرده ام
زهر شیرینی ز چشمان قشنگت خورده ام
ایـن تـن فرسـوده ام دیگـر نـدارد طاقتی
خواهشی دارم ز تـو بنشین کنـارم ساعتی
عقده ها دارم به دل حرف دلم را گوش کن
آتش این عشق جانسوز دلـم خاموش کن
من شدم دیوانهء رویت چه با من می کنی
در بدر افتاده در کویت ، چه با من می کنی
لحظه ای بامن مـدارا کن درون خواب من
تـا ببینی آتشِ این سینـه و این تـاب من
روزگار و عمـر من تـا کی بمانـد در سـراب
دلخوشم اما به این عشقی که دارم من به خواب
دیدگاه ها (۲۳)

من ارزوی تو کردم که پیشتر باشیبرای این دل سردم تو بال و پر ب...

ساده و بیجان به چشمانم نگاهی کرد و رفتروح و جان را او اسیر د...

فکر کن وقت تماشای تو باران بزندچک چک چتر تو در گوش خیابان بز...

به چشمانت نمی آید بفهمی رازداری را بیا پنهان کنیم از هم ازین...

🍒🌱من از اقلیم بالایم سر عالم نمی‌دارمنه از آبم نه از خاکم سر...

هیچ مپندار مرا از گذرِ تلخِ زماندر آینه پیر شدم و در دلم جوا...

مافیای خشن من پارت ۱۳ نوشته: sarii

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط