امشب از رویـای تـو خوابم نمی گیرد چرا
امشب از رویـای تـو خوابم نمی گیرد چرا
زخمی عشقت شدم این دل نمی میرد چرا
خواب درچشمم نمی آید مگر من مرده ام
زهر شیرینی ز چشمان قشنگت خورده ام
ایـن تـن فرسـوده ام دیگـر نـدارد طاقتی
خواهشی دارم ز تـو بنشین کنـارم ساعتی
عقده ها دارم به دل حرف دلم را گوش کن
آتش این عشق جانسوز دلـم خاموش کن
من شدم دیوانهء رویت چه با من می کنی
در بدر افتاده در کویت ، چه با من می کنی
لحظه ای بامن مـدارا کن درون خواب من
تـا ببینی آتشِ این سینـه و این تـاب من
روزگار و عمـر من تـا کی بمانـد در سـراب
دلخوشم اما به این عشقی که دارم من به خواب
زخمی عشقت شدم این دل نمی میرد چرا
خواب درچشمم نمی آید مگر من مرده ام
زهر شیرینی ز چشمان قشنگت خورده ام
ایـن تـن فرسـوده ام دیگـر نـدارد طاقتی
خواهشی دارم ز تـو بنشین کنـارم ساعتی
عقده ها دارم به دل حرف دلم را گوش کن
آتش این عشق جانسوز دلـم خاموش کن
من شدم دیوانهء رویت چه با من می کنی
در بدر افتاده در کویت ، چه با من می کنی
لحظه ای بامن مـدارا کن درون خواب من
تـا ببینی آتشِ این سینـه و این تـاب من
روزگار و عمـر من تـا کی بمانـد در سـراب
دلخوشم اما به این عشقی که دارم من به خواب
- ۱.۷k
- ۰۸ مرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط