{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بنشین رفیق! تا که کمی درد دل کنیم

بنشین رفیق! تا که کمی درد دل کنیم
اندازه ی تو هیچ کسی مهربان نبود

اینجا تمام ِ حنجره ها لاف می زنند
هرگز کسی هر آنچه که می گفت، آن نبود !

لیلا فقط به خاطر مجنون ستاره شد
زیرا شنیده ایم چنین و چنان نبود

حتی پرنده از بغل ِ ما نمی گذشت
اغراق ِ شاعرانه اگر بارِمان نبود …

گشتم، نبود، نیست… تو هم بیشتر نگرد !
غیر از خودت که با غزلم همزبان نبود

دیشب دوباره -از تو چه پنهان- دلم گرفت
با اینکه پای هیچ کسی در میان نبود !
دیدگاه ها (۱)

حکایت عجیبی دارد این “اشک”کافیست حروفش را به هم بریزی تا برس...

ﻧﺎﻭﺩﺍﻧﻬﺎ ﺷﺮ ﺷﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺑﻲ ﺻﺒﺮﻱ ﺍﺳﺖﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﻲ ﺣﻮﺻﻠﻪ ، ﺣﺠﻢ ﻫﻮﺍ ﺍﺑﺮ...

کیش و مات تو شدم نابغه ی مهره ی دل ...دل مریخیِ من باخت به ت...

از بس شبیه شمع چکیدم دلم گرفت...از بس دویدم و نرسیدم دلم گرف...

نمیبخشمت p.17

«مردی بین ما »پارت ۱۸: «صبحِ خاکستری» اولین پرتوهای بی‌رمق خ...

از حجاب فرار میکنند آنان که

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط