. . . ساده می نویسم . . .
. . . ساده می نویسم . . .
من از موهای سیاهت ، "سپید" مینویسم . . .!
من برای خودم تابوت می سازم !
وقتی که از ثانیه های با تو بودن فاصله می گیرم ...
و قلبم کوچکترین ذره ی عالم هستی می شود ،
و روحم آواره ترین موجود زنده ،
و صدایم لرزان ترین ،
و دستانم سردترین ،
و نباشد روزی که "من " بی "تو" از اکسیژن این هوا تنفس کنم ...
من با تو در عمق تاریخ جاودانه می شوم !
آنجا که سخن از عشق مطلق می شود !
من با تو به بلندترین ها می رسم...
به ژرف ترین ها ...
به شادترین ها ...
و تنم را به تو می بخشم
و طعم لبانت را از تو هدیه می گیرم
ببین که خون جاری در انگشتانم برای نوشتن از توست
و با چشمانت به واژه هایم وزن می دهم . . .
پیمانه پیمانه می ریزی درون شعرهایم
می نوشمت . . .مست می شوم
و از تمام دنیا رها می شوم
رها در آغوش مقدس تو . . .
ای ع ش ق !
من از موهای سیاهت ، "سپید" مینویسم . . .!
من برای خودم تابوت می سازم !
وقتی که از ثانیه های با تو بودن فاصله می گیرم ...
و قلبم کوچکترین ذره ی عالم هستی می شود ،
و روحم آواره ترین موجود زنده ،
و صدایم لرزان ترین ،
و دستانم سردترین ،
و نباشد روزی که "من " بی "تو" از اکسیژن این هوا تنفس کنم ...
من با تو در عمق تاریخ جاودانه می شوم !
آنجا که سخن از عشق مطلق می شود !
من با تو به بلندترین ها می رسم...
به ژرف ترین ها ...
به شادترین ها ...
و تنم را به تو می بخشم
و طعم لبانت را از تو هدیه می گیرم
ببین که خون جاری در انگشتانم برای نوشتن از توست
و با چشمانت به واژه هایم وزن می دهم . . .
پیمانه پیمانه می ریزی درون شعرهایم
می نوشمت . . .مست می شوم
و از تمام دنیا رها می شوم
رها در آغوش مقدس تو . . .
ای ع ش ق !
- ۳.۰k
- ۰۵ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط