Part ۳۱

Part ۳۱


بعد چند مین چشمام از خستگی بسته شدنو توی آغوش گرمش خوابم برد..
-(آخرین کاری که باید انجام می‌دادیم پیاده روی تا پشت تپه های کوچیک پر از برف جلومون بود...نااون روی پای من خوابیده بود و دلم نمیومد بیدارش کنم...بی قراری هاش قلبمو میسوزوند...بغلش کردم و از ماشین پیاده شدیم...
-رانگ میشه لطفاً اون کیفو بیاری؟
رانگ(حتما...بیا اینو بنداز روش..سرما میخوره)

-(بعد تقریبا بیست دقیقه آروم چشماشو باز کرد...اگر میگفتم از سرما و فشاری که بهم وارد می‌شد بگم خسته نشده بودم دروغ گفتم....)
+بزارم زمین...
-من خوبم...
+میتونم راه برم
-خیلی خب
نوک بینی و گونه هاش از سرما قرمز شده بودن...کت بلند پشمی که رانگ بهش قرض داده بودو محکم دورش پیچید تا گرم بمونه...
رانگ(آدمای زیادی رو از طریق اینجا جا به جا کردم...تلکابینا چند سالی میشه که خرابن...ولی یه جایی هست که میتونید یکم استراحت کنید...مسئولشو میشناسم مرد خوبیه....)
-منم باید کفش مناسب بگیرم
رانگ(فکر کنم یه چیزایی هست که به دردت بخوره...رسیدیم....)
دیدگاه ها (۰)

★دوست بچگی...(p⁶(endعمیقاً احساس میکردم دارم با یک غریبه حرف...

Custom bride part : 11

چند پارتی (درخواستی)

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : Sixteen ویوی تهیونگ :بعد از رفتن...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁰_امشب شام توی سالن غذا‌خوری سرو میشه...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

I'm not jealous part 47اون که در مورد من نگران نبود پس چه اش...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "29""ویو جئون آنجلینا"" • ...

پارت ۳ ویو ا.ت بعد از ۱۰ دقیقه رانندگی به مقصدی که می‌خواستی...

My lovely neighbor part : ۶۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط