{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستاشو مشت کرده بود...

دستاشو مشت کرده بود...
پرسیدم توی مشتت چیه؟!
گفت :خودت نگاه کن
دستاشو گرفتم و آروم باز کردم... توی دستاش چیزی نبود!!! گفتم :چیزی نیست که...!
دستامو که توی دستاش بود فشرد و گفت :نبود... ولی "حالا هست"!
دیدگاه ها (۱)

.

گاهی میگم کاش کودک بودم اما خوب که فکر میکنم میبینم که کودکی...

بسلامتی پسری که ازش پرسیدن چرا ناراحتی؟ گفت تاحالا پشت ماشین...

گفتم خدایاازهمه دلگیرم گفت حتی من؟گفتم نگران روزیم :گفت آن ب...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part با لبخند به سمت ع...

پارت سهجواب پدر لونا بله بودشبلونا: مامان دارن در میزنن باز ...

#in_your_eyes part_85ویو کایلایک روز از مرخص شدنم گذشته بود....

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part29آروم چشاشو باز کردمنو که دید محکم بغلم ...

#in_your_eyespart_11۰"پنج سال بعد"ویو کایلااز صبح زود بیدار ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط