{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به گلاب گفتم:چه خوشبویی !

به گلاب گفتم:چه خوشبویی !
گفت : گل بودم
به دست روزگار چیده شدم ،
و در کوره اتش ،
سوختم سوختم سوختم ...
ولی با متانت صبر کردم
کوره خاموش شد
خالص شده بودم
و عزیزتر از پیش !
#خاصترین
دیدگاه ها (۱)

مـراقب بـاش!دسـت روزگـار هلـت مـيدهـد؛ ولـی قـرار نيسـت تو ب...

کـنارم بـاش....خـداونـدا خـداونـدا..... قـرارم بـاش و یـارم ...

مکث کن، نفس بکش، اگر باید گریه کنی اینکارو بکن، ولی هیچ وقت ...

#خاصترین

#عاشقت _شدمپارت هفتآت:بد از اینکه ازم جدا شد گفتتهیونگ:عام آ...

تکپارتی از تهیونگ#کپی_ممنوع🚫 #نویسنده_نازلی #تکپارتی_ازتهیون...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط