{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part: 31

Part: 31
The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)

گفتم:
هیونجین کجاست؟
گفت:
پس از درمان به اون سرم زدیم و الان تو اتاقش خوابیده......
گفتم:
کی سرمم رو باز میکنی؟!
گفت:
یه پنج دقیقه دیگه.....
صبر کردم.....
پنج دقیقه بعد:
سرمم رو باز کرد!
سریع بلند شدم و تشکر سریعی کردم رفتم بیرون‌......
رسیدم به اتاقش.....
خیلی آروم دستگیره درو کشیدم پایین، وارد شدم، خیلی آروم درو بستم......
چقد مظلوم خوابیده.....
پرده ی نازکه اشک راه دیدمو بست......
بالا تنش لخت بود و پر از جایه زخم و پانسمان......
سرم به دستش وصل بود......
آروم نزدیک تخت شدم......
کناره تخت نشستم و خیلی آروم کنارش دراز کشیدمو بغلش کردم......
گیجه خواب بودم، که اونم منو بغل کرد و محکم کشیدم تو بغلشو سرمو بوس کرد......
لرزه ای به اندامم وارد شد!
در آخر پتو رو گرفت روم و به خواب کناره کسی که دوستش دارم ادامه دادم......
دیدگاه ها (۳)

Part: 30The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)ه...

Part: 29The name of the story: My bloody love(عشق خونین من)گ...

#گـیـسـویـ اربــابــ . . ."🥵🧡 "#𝐏𝐀𝐑𝐓.44یکم تعلل کرد ولی در ...

سال های ماندن پارت دو ویو دازای از روی کرم ریزی و اذیت کردنش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط