{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چه سخت است

چه سخت است

تشیع عشق بر روی شانه های فراموشی

و دل سپردن به قبرستان جدایی وقتی میدانی پنج شنبه ای نیست

تا رهگذری ، بر بی کسی ات فاتحه ای بخواند …
دیدگاه ها (۶)

ﺑﻌﻀﯽ ﻭﻗﺘﺎﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺩﻟﺖ ﺍﺯ ﯾﻪ ﺣﺮﻑ ﻣﯿﺸﮑﻨﻪکه...ﺣﺘﯽ ﻧﺎﯼ ﺍﻋﺘﺮﺍﺿﻢ ﻧﺪﺍ...

نفهم ترین چیزتودنیادله...هزاردلیل ومنطق براش میاریبازشب که م...

دیر گاهیست که تنها شده ام قصه غربت صحرا شده اموسعت درد فقط س...

✘ﯾﻪ ﻭﻗﺘــﺎﯾـﮯ✘ ♚آכم♚ ...

🌱🍃 #شب،با موهای پریشانشمی ریزد بر شانه‌های تنهایی‌ام ،و تو…چ...

😞🧡... می‌نویسم از تو با عشق با تپش‌های دلم.هر واژه‌ات نبضی‌س...

باباجونم«می‌پرسم از این شب‌های بی‌سحر:این دل که تنگ است، به ...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

پارت سوم_جایی میان ما تهیونگ تا صبح نتوانست بخوابد.حرف‌های م...

عشق مافیا:)))پارت شیش: پدر ات هم مافیا بوده و هست ولی برای ا...

به یاد سید یزدان موسوی جوانی که به خاطرهها پیوست

به نام اوچه زیبا فرمود که «ابراز عشق به آن که به تو بی میل ا...

پرسه در جنگل.... غروب...باران ریزی شروع شده بود.ات کنار پنجر...

پرسه در جنگل... شب...باران هنوز آرام روی شیشه‌های عمارت می‌ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط