{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شبی در کوچه ی غربت قیامت را بپا کردم

شبی در کوچه ی غربت قیامت را بپا کردم
نشستم زیر دیواری به یادت گریه ها کردم
بساطم بود خالی تا کنم فرش قدم هایت
حریری گریه را آورده فرش جاده ها کردم
شهید ناوک نازت شدم در کار زار عشق
نشستم دست و پایت را به خون خود حنا کردم
تجلی کرد در چشمم شبی محراب ابرویت
شدم در سجده و تا نیمه های شب دعا کردم
صدای گریه ام پیچید در آفاق تنهایی
تر از دور دست خاطرات خود صدا کردم......!!
دیدگاه ها (۲)

دو سه شب پیش غریبانه دعایی کردمتا سحر گریه از اندوه جدایی کر...

اثری نمانده از من، به جز این دو دست خالینه ترانه ای نه شعری ...

به ساز عشق میخوانم به یاد آن دو چشمانتبساط گل به لب دارم ،بی...

بوی عطری می رسد از دور ، می گویم توییقاصدک می رقصد و پرشور ،...

شبی در کوچه ی غربت قیامت را بپا کردم نشستم زیر دیواری به یاد...

عشق من p25دردم زیاد بود بلند شدمو رفتم سمت حموم یه دوش اب دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط