شبی در کوچه ی غربت قیامت را بپا کردم

شبی در کوچه ی غربت قیامت را بپا کردم
نشستم زیر دیواری به یادت گریه ها کردم
بساطم بود خالی تا کنم فرش قدم هایت
حریری گریه را آورده فرش جاده ها کردم
شهید ناوک نازت شدم در کار زار عشق
نشستم دست و پایت را به خون خود حنا کردم
تجلی کرد در چشمم شبی محراب ابرویت
شدم در سجده و تا نیمه های شب دعا کردم
صدای گریه ام پیچید در آفاق تنهایی
تر از دور دست خاطرات خود صدا کردم......!!
دیدگاه ها (۲)

پارت ۸

چند شاتی درخواستی از جیهوپ وقتی بازیگری و سر صحنه کیس با جی...

#تجربه_من ۱۳۶۵#فرزندآوری #جنسیت_فرزند #حق_حیات #سقط_جنین سلا...

رمان اسیر خان پارت هفتم 7

𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی هم منشیش بودی و هم زنش...💜🪻🪽╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟗شرطم ا...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ¹³ویو روزالین__________ا...

شبی در کوچه ی غربت قیامت را بپا کردم نشستم زیر دیواری به یاد...

شبی در کوچه ی غربت قیامت را بپا کردم نشستم زیر دیواری به یاد...

شبی در کوچه ی غربت قیامت را بپا کردم نشستم زیر دیواری به یاد...

شبی در کوچه ی غربت قیامت را بپا کردم نشستم زیر دیواری به یاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط