{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچه همسایمون ۶ سالشه اومده بود خونمون اومدم واسش قصه بگم

بچه همسایمون ۶ سالشه اومده بود خونمون اومدم واسش قصه بگم بخوابه گفتم :قصه شنگول منگول بگم؟ برگشته میگه :نه بیخیال برام از تجربیات عشقیت بگو دادا…
اینا چین ؟؟؟ یکی بگه اینا کین ؟؟؟؟؟
دیدگاه ها (۲)

..

این سربازی بره که کمتر اذیت میشه بیچاره دهنش صاف شد خخخخخخخ

بدون شرح

رستوران قلعه نوعی

کپشن مهمه!

پارت 10دوست دختر کوچولوی من همون لحظه تو خوابگاه گروه مطالعه...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

#قلبی_در_دو_بدنP5وقت ناهار شد رفتم ناهارمو خوردم و رفتم تو ا...

busy📄#busyتک پارتی: (همیشه علامتا برای پسرامون _ برای ات= و ...

#نفرتی_عاشقانه𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏ویو جونگکوکتو خونه نشسته بودم و به تلویز...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط