{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میان این همه تنهایی سرگردان

میان این همه تنهایی سرگردان
که نامش را آدمی گذاشته اند
همین که نگاه تو برای من است
دیگر شکوه ای نمی ماندم
وعده بهشت یرای شما
من میان همین آغوش پر گناه
به رستاخیز می رسم
دیدگاه ها (۳)

زندگی ...چه برخلاف...چه بی خلاف...چه با خلاف...مـــــــــی گ...

گاهی باید به فاصله ها خوش آمد گفتشاید آمده اند تا بخشی از حم...

سکوت می کنمدقیقه ای ساعتیحتی روزھا ...می ایستم این ساعت ھمین...

لغت نامه هاى دنیا را باید آتش زد !جلوى واژه ى نبودن نوشته ان...

برای شعــر گفتنـم ، تو بهترین بهــانه ایدلیــل مــاندگاری ، ...

این همیشه ها و بیشه ها این همه بهار و این همه بهشت این همه ب...

شب از راه رسید، ستاره‌ها در پیِ یکدیگر به مغاک خاموشی فرو ری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط