{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

( پارت دوم ) حدود ۲ ساعت بود که تو

( پارت دوم ) حدود ۲ ساعت بود که توی اتاق عمل بودند خبری ازشون نبود این نگرانیتونو هزار برابر میکرد شوگا رفت براتون نوشیدنی خرید. شوگا : ات بیا اینو بگیر بوخور از صب چیزی نخوردی ات : شوگا هیونگ از گلوم پایین نمیره شوگا بغلت کرد و گفت : ات مراقب خودت باش تا وقتی تهیونگ تورو دید حالش خوب شه که دکتر اومد بیرون و رفتی سمتش ات : دکتر حالش چطوره دکتر : نگران نباشید حال اقای کیم خوبه ولی بیشتر باید مراقبش باشین ات : البته نامجون : کی میتونیم ببینیمش دکتر : صب وقتی به هوش اومد میتونید ببینیدش نامجون : ات تو از صب خسته شدی بورو خونه ما میمونیم پیش تهیونگ ات : هیونگ نامجون ممنون ولی نمیتونم برم دلم میمونه اینجا خودم میمونم پیشش شما برین صب بیایند تهیونگ ببینتتون نامجون : باش بچه ها پاشین بریم ٫ ات هرچی شد به ما بگو ات : باشه پسرا رفتن........... پایان پارت دو
دیدگاه ها (۰)

سلام سلام «پارت اول» ات ٫ تهیونگ ...

سناریو

سناریو: وقتی که تازه. اومددی تو گروه. و جای برای موندن ندارر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط