رفیقِ من سنگِ صبورغم هام، بدیدنم بیا که خیلی تنهام،
رفیقِ من سنگِ صبورغم هام، بدیدنم بیا که خیلی تنهام،
هیچ کی نمی فهمه چه حالی دارم، چه دنیای رو بزوالی دارم،
مجنونم و دلزده از لیلی ها، خیلی دلم گرفته از خیلی ها،
نمونده از جوونی هام نشونی، پیر شدم، پیر تو ای جوونی،
تنهای بی سنگ صبور، خونۀ سرد و سوت و کور،
توی شبات ستاره نیست، موندی و راه چاره نیست،
اگر که هیچکس نیومد سری به تنهایی ات نزد،
اما تو کوه درد باش، طاقت بیار و مرد باش،
اگر بیای همان جوری که بودی، کم می یارن حسودا از حسودی،
صدای سازم همه جا پرشده هر که شنیده، از خودش بیخوده،
اما خودم پُر شدم از گلایه، هیچی ازم نمونده جز یه سایه،
سایه ای که خالی از عشق و امید، همیشه محتاجه به نور خورشید.
هیچ کی نمی فهمه چه حالی دارم، چه دنیای رو بزوالی دارم،
مجنونم و دلزده از لیلی ها، خیلی دلم گرفته از خیلی ها،
نمونده از جوونی هام نشونی، پیر شدم، پیر تو ای جوونی،
تنهای بی سنگ صبور، خونۀ سرد و سوت و کور،
توی شبات ستاره نیست، موندی و راه چاره نیست،
اگر که هیچکس نیومد سری به تنهایی ات نزد،
اما تو کوه درد باش، طاقت بیار و مرد باش،
اگر بیای همان جوری که بودی، کم می یارن حسودا از حسودی،
صدای سازم همه جا پرشده هر که شنیده، از خودش بیخوده،
اما خودم پُر شدم از گلایه، هیچی ازم نمونده جز یه سایه،
سایه ای که خالی از عشق و امید، همیشه محتاجه به نور خورشید.
- ۲.۸k
- ۲۲ فروردین ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط