اینکه دلم گرفته است

اینکه دلم گرفته است
و تمام درد و دل هایم را در سینه ام دفن میکنم
بخاطر این نیست که کسی را ندارم که سفره دلم را برایش باز کنم....
من دیگر از این جماعت بی معرفت خسته شده ام
از این جماعتی که
درد و دل هایت را میشنوند
و همان درد و دل ها را مثل پتک
بر سرت میکوبند و طعنه میزنند...
همان جماعتی که کنار تو
نقش یک آدم یک دلسوز و هم درد را بازی میکنند ولی دور از تو درد و دل هایت سوژه خنده هایشان میشود...
پس چاله ای در سینه ام حفر میکنم
و تمام درد های دلم را درون آن میریزم
ولی با این جماعت هیچوقت دیگر درد و دل نمیکنم....
دیدگاه ها (۶)

دردهای منجامه نیستندتا ز تن در آورمـچامه و چکامه نیستندتا به...

مرثیهٔ خاموشخواننده: بی.ام.لیمیتمهندسیِ محتوا: بهرام محمدی[ب...

دوپارتی اسمات*part²این پارت اسماته جنبه نداری اصلا نخون!ویو ...

پارت پنجم: تله‌یِ سادیسمیداشتم دستِ دختربچه رو توی دستم نگه ...

بفرست برای اونی که باید: 💌بهت قول میدم که تو هر شرایطی کنارت...

مافیای من

...اینکه دلم گرفته است و تمام درد و دل هایم را در سینه ام دف...

اینجا جماعتی به دلم چنگ میزنند زخمی به هر غریبه ی دلتنگ میزن...

#رفیق همیشگی من....بیخیال این جماعت شو...این جماعت از حال دل...

‌تگش کن 😍‌رفیق همیشگی من....بیخیال این جماعت شو...این جماعت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط