{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه روز باید یه جا تموم میشد؛

یه روز باید یه جا تموم میشد؛
نذاشتیم تموم شه...
با چنگ و دندون رابطه رو چسبیدیم،
حرمت نگه داشتیم،
کوتاه اومدیم،
رد شدیم، گذشت کردیم...
تهش یه جوری شد که نباید می‌شد؛
یه جورِ بدی تموم شد.
یه جورِ خیلی ناجوری...
باید هر جا تموم شدنی بود بذاری تموم شه
تا لااقل ناجور تموم‌ نشه!

D
دیدگاه ها (۱)

مشکل ما آدمای عصبی اینه که هیچوقت نمیتونیم بحث رو به اونجایی...

Let's forget about sadness and live this very momentبیا‌غم‌ر...

توروخدا اگه حوصلمونو کلا ندارین بگین.کاری نکنین آدم بشینه با...

خدایا چه کردی باما که این همه پنهان شدی.‌‌

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت یازدهم: فروریختن 🩸🥀[دیدگاه تهیونگ]هن...

My professor Chapter:2Part:81تهیونگ لبخند کوتاهی زد. یاد باز...

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۰۸رفت جلو.. یه مهندس سریع اوم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط