من پر از دردم بیا ی ذره دلدار بده

من پر از دردم بیا ،یڪ ذره دلدارے بده
فصل پایانے به این دورے اجبارے بده
لحظه هاے من اسیر غم شده یک دم بیا
رنگ و بویے تازه به ساعات تڪرارے بده
بیت بیت شعرهایم را نگاهت آفرید
با نگاهے شاعرم ڪن باز هم یارے بده
بے تو هردم اشک بر چشمان من مهمان شود
باز آ ،من را نجات از این همه زارے بده
خسته ام از فاصله،دیگر زپا افتاده ام
ناتوانم ڪرده اے ،قول پرستارے بده
باز هم رؤیاست با تو گفتگو گر مے ڪنم
بارالها فرصتے در وقت بیدارے بده
دیدگاه ها (۳)

گاهے اگر یادم ڪنے، دل مے دهم بر یاد توقلبم تورا میخواهد و سر...

گفتم اے ساده دل ساده فراموشش كنتا كجا چشم بدین جاده فراموشش ...

. دگر از دردتنهایی، به جانم یار می‌بایددگر تلخ است کامم،شربت...

وقتی میخندی ، مثل رویاییکاش خودت می دیدی که چقدر زیباییاوج م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط