من پر از دردم بیا ،یڪ ذره دلدارے بده
من پر از دردم بیا ،یڪ ذره دلدارے بده
فصل پایانے به این دورے اجبارے بده
لحظه هاے من اسیر غم شده یک دم بیا
رنگ و بویے تازه به ساعات تڪرارے بده
بیت بیت شعرهایم را نگاهت آفرید
با نگاهے شاعرم ڪن باز هم یارے بده
بے تو هردم اشک بر چشمان من مهمان شود
باز آ ،من را نجات از این همه زارے بده
خسته ام از فاصله،دیگر زپا افتاده ام
ناتوانم ڪرده اے ،قول پرستارے بده
باز هم رؤیاست با تو گفتگو گر مے ڪنم
بارالها فرصتے در وقت بیدارے بده
فصل پایانے به این دورے اجبارے بده
لحظه هاے من اسیر غم شده یک دم بیا
رنگ و بویے تازه به ساعات تڪرارے بده
بیت بیت شعرهایم را نگاهت آفرید
با نگاهے شاعرم ڪن باز هم یارے بده
بے تو هردم اشک بر چشمان من مهمان شود
باز آ ،من را نجات از این همه زارے بده
خسته ام از فاصله،دیگر زپا افتاده ام
ناتوانم ڪرده اے ،قول پرستارے بده
باز هم رؤیاست با تو گفتگو گر مے ڪنم
بارالها فرصتے در وقت بیدارے بده
۳.۹k
۰۵ مهر ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۳)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.